یک فضیلت از حضرت #فاطمه_زهرا #صدیقه_کبری سلام الله علیها……..
ابن شاذان رحمةالله گوید :
سلمان فارسی رحمةالله می گوید : #رسول_خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند :
ای سلمان ! هر که #فاطمه سلام الله علیها دخترم را دوست داشته باشد او در #بهشت با من خواهد بود و هر که با او دشمنی کند در #دوزخ خواهد بود.
ای سلمان ! محبت و دوستی فاطمه سلام الله علیها در صد موضع سود خواهد داشت آسان ترین این مواقع عبارتست از هنگام مردن ، در قبر ، میزان ، محشر ، صراط و محل حسابرسی بندگان .
هر که دخترم فاطمه سلام الله علیها از او راضی و خشنود شود من از او راضی می شوم و هر که من از او راضی شوم خداوند از او راضی می شود و هر که فاطمه سلام الله علیها از او خشمگین شود من بر او خشممی نمایم و هر که من بر اوغضب نمایم خداوند بر او خشمگین می شود .
ای سلمان !, وای بر کسی کهبر او و فرزندان و شیعیانش ستم نماید .
📚 مائة منقبة : 126 منقبت 61
#القطره : ج 2 ح 20/909 ص 428-429
(قطره ای از دریای فضائل اهل بیت علیهم السلام 46✏️)
➖➖➖➖🔹🔹➖➖➖➖
💠اَلـلــَّهــُمَّ صَلِّ عَـلــَی مُحمـَّــــدٍ و علـــــي و آلِهمـــــا وَ عَجّـــِلْ فــَرَجَهــُـمْ وَأهْلِکْ عَدُوَّهــُمْ💠
✔️ #امیرالمومنین_علی علیه السلام فرمودند
به خدا قسم که پدرم و جدم #عبدالمطلب و هاشم و عبد مناف هیچ گاه بتی را نپرستیدند
به آن حضرت عرضه داشتند پس چه چیزی را عبادت مینمودند؟؟
فرمودند آنها به سوی خانه کعبه نماز میخواندند و تمسک به آیین حضرت #ابراهیم علیه السلام داشتند.
📚کمال الدین ص104
تفسیر ابوالفتح رازی
الغدیر
البرهان
سفینه البحار
بحارالانوار ج15 ص144
➖➖➖➖🔹🔹➖➖➖➖
💠اَلـلــَّهــُمَّ صَلِّ عَـلــَی مُحمـَّــــدٍ و علـــــي و آلِهمـــــا وَ عَجّـــِلْ فــَرَجَهــُـمْ وَأهْلِکْ عَدُوَّهــُمْ💠
چهار حکایت کوتاه اما تاثیر گذار
حکایت اول:
از کاسبی پرسیدند:
چگونه در این کوچه پرت و بی عابر کسب روزی میکنی؟
گفت: آن خدایی که فرشته مرگش مرا در هر سوراخی که باشم پیدا میکند!! چگونه فرشته روزیش مرا گم میکند!!!؟🌹🍃
حکایت دوم:
پسری با اخلاق و نیک سیرت، اما فقیر به خواستگاری دختری میرود…
پدر دختر گفت:
تو فقیری و دخترم طاقت رنج و سختی ندارد، پس من به تو دختر نمیدهم…!!
پسری پولدار، اما بدکردار به خواستگاری همان دختر میرود، پدر دختر با ازدواج موافقت میکند و در مورد اخلاق پسر میگوید:
انشاءالله خدا او را هدایت میکند…!
دختر گفت:
پدر جان؛ مگر خدایی که هدایت میکند، با خدایی که روزی میدهد فرق دارد؟؟!!!!…🌹🍃
حکایت سوم:
از حاتم پرسیدند: بخشنده تر از خود دیده ای؟؟…
گفت: آری…
مردی که دارایی اش تنها دو گوسفند بود؛
یکی را شب برایم ذبح کرد… از طعم جگرش تعریف کردم..
صبح فردا جگر گوسفند دوم را نیز برایم کباب کرد…!
گفتند: تو چه کردی؟
گفت: پانصد گوسفند به او هدیه دادم…
گفتند: پس تو بخشنده تری…!
گفت: نه، چون او هر چه داشت به من داد!!
اما من اندکی از آنچه داشتم به او دادم…!!🌹🍃
حکایت چهارم:
عارفی راگفتند:
خداوند را چگونه میبینی؟!
گفت آنگونه که همیشه میتواند مچم را بگیرد، اما دستم را میگیرد…🌹🍃


آخرین نظرات